گاهی ...
گاهی ...
باید بیرحم بود
نه با دوست ، نه با دشمن ، که با خود
و چه بزرگت می کند آن سیلی که
خودت می خوابانی بر صورتت ... گاهی !!
می نویسم ...
می نویسم باران !
می نویسم سرما !
می نویسم غم و اندوه و نفس !
می نویسم احساس...
تا بدانی دل من بی تو گلم میمیرد ؛
و بدان دل سرد است و کمی بارانی ،
غم سراسر دل من پر کرده ،
کاش اینجا بودی ...
می نویسم سرما !
می نویسم غم و اندوه و نفس !
می نویسم احساس...
تا بدانی دل من بی تو گلم میمیرد ؛
و بدان دل سرد است و کمی بارانی ،
غم سراسر دل من پر کرده ،
کاش اینجا بودی ...
تفکر غلط ...
غلط است این تفکر که بپنداریم
زندگی می گذرد
بپذیریم عزیز ؛
زندگی می ماند ؛
من و تو می گذریم ...!
زندگی می گذرد
بپذیریم عزیز ؛
زندگی می ماند ؛
من و تو می گذریم ...!
اشتراک در:
پستها (Atom)