چون عهده نمی شود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
===
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره به آن مشو که می می نخوری
صد لقمه خوری که می غلام است آن را
===
از منزل کفر تا یقین یک نفس است
وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
این یک نفس عزیز را خوش می دار
کز حاصل عمر ما همین یک نفس است
===
این کهنه رباط را که عالم نام است
وآرامگه ابلق صبح و شام است
تختی ست که تکیه گاه صد جمشید است
بزمی ست که وامانده صد بهرام است
===
ای چرخ فلک خرابی از کینه ی توست
بیدادگری عادت دیرینه ی توست
ای خاک اگر سینه ی تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینه ی توست
به خود نگاه می کنم ...
به خود نگاه می کنم
به روزهای پشت سر
به این نشاط خسته کن !
به روزهای پیش رو
به راه و کار زندگی !
...
به پیش چشم من دگر
زدست این فرازهای عاشقی
بجا نمانده هیچ جز ... نشیب های زندگی !!
به روزهای پشت سر
به این نشاط خسته کن !
به روزهای پیش رو
به راه و کار زندگی !
...
به پیش چشم من دگر
زدست این فرازهای عاشقی
بجا نمانده هیچ جز ... نشیب های زندگی !!
سهم من ...
وچقدر زیباست
واژه های « خاطره » ، « رویا » و « خیال » ...
که سهم من اند از زندگی ؛
با « خاطره » در گذشته ها زندگی می کنم
با « رویاهایم » به آینده پرواز می کنم
و « خیال » بهانه من است برای از تو سرودن ...
واژه های « خاطره » ، « رویا » و « خیال » ...
که سهم من اند از زندگی ؛
با « خاطره » در گذشته ها زندگی می کنم
با « رویاهایم » به آینده پرواز می کنم
و « خیال » بهانه من است برای از تو سرودن ...
مسافر سیاره دیگر ...
شاید تعجب کنید
وقتی که بدانید با اینکه مدت زیادی است که مرا می شناسید
با اهنگ هایم شما را فریب داده ام
و با شعر هایم شما را دست انداخته ام .
حالا دیگر ماموریت من تمام شده
برای این که جماعت ادمی زاد را دیده ام .
حالا دیگر اشکالی ندارد که همه بدانند
من از سیاره دیگر امده ام .
اسم واقعی من گیلپیج است
قدم ۸۴ سانتی متر است
وقتی که تصور می کنی با من دست دادی
در واقع در گوشم زدی .
من پسر زرب هفتم هستم
از نژادی قدیمی و در شرف انقراض
مرا به اینجا فرستادند تا ببینم
ایا سیاره شما برای زندگی کردن جای امنی هست یا نه .
صبح فردا
من با یک کیو - الکترا - بلو از اینجا می روم
همچنان که از ماه دور می شوم
به سمت راست می پیچم به طرف سیاره مشتری
و به خدمت ریش سفید ها می رسم
و انها درباره این امکان یعنی زمین
که ایا می تواند جایی مناسب برای زندگی مردم سیاره دیگر باشد
از من سوال می کنند .
خواهم گفت که شما تا چه حد
به جنگ و جدال علاقه دارید
و این که هیچ گاه نمی خواهید
از اشتباه تان درس عبرت بگیرید
خواهم گفت که با پیرها چگونه رفتارمی کنید
و به جوان چه چیز ها یاد می دهید
و گاو اهن تان را چگونه ذوب می کنید
تا از ان تفنگ بسازید .
از اینکه با شما اشنا شدم خوشحالم
اما به زودی به هم نژادهایم خواهم پیوست
و دیر یا زود
سیاره شما را ترک خواهم کرد .
شاید بار دیگر همدیگر را ملاقات کنیم
در زمانی دیگر و در جایی دیگر
برای این که هوای اینجا
برای مردمی که از سیاره دیگر می ایند سازگار نیست .
من با کیو - الکترا - بلو می روم
فردا صبح .
همچنان که از ماه دور می شوم
به سمت راست می پیچم به طرف سیاره مشتری
و به خدمت ریش سفید ها می رسم
وقتی که از من درباره اینجا سوال می کنند
خواهم گفت که اینجا
برای مردمی که از سیاره دیگر می ایند جای مناسبی نیست
( شل سیلورستاین )
وقتی که بدانید با اینکه مدت زیادی است که مرا می شناسید
با اهنگ هایم شما را فریب داده ام
و با شعر هایم شما را دست انداخته ام .
حالا دیگر ماموریت من تمام شده
برای این که جماعت ادمی زاد را دیده ام .
حالا دیگر اشکالی ندارد که همه بدانند
من از سیاره دیگر امده ام .
اسم واقعی من گیلپیج است
قدم ۸۴ سانتی متر است
وقتی که تصور می کنی با من دست دادی
در واقع در گوشم زدی .
من پسر زرب هفتم هستم
از نژادی قدیمی و در شرف انقراض
مرا به اینجا فرستادند تا ببینم
ایا سیاره شما برای زندگی کردن جای امنی هست یا نه .
صبح فردا
من با یک کیو - الکترا - بلو از اینجا می روم
همچنان که از ماه دور می شوم
به سمت راست می پیچم به طرف سیاره مشتری
و به خدمت ریش سفید ها می رسم
و انها درباره این امکان یعنی زمین
که ایا می تواند جایی مناسب برای زندگی مردم سیاره دیگر باشد
از من سوال می کنند .
خواهم گفت که شما تا چه حد
به جنگ و جدال علاقه دارید
و این که هیچ گاه نمی خواهید
از اشتباه تان درس عبرت بگیرید
خواهم گفت که با پیرها چگونه رفتارمی کنید
و به جوان چه چیز ها یاد می دهید
و گاو اهن تان را چگونه ذوب می کنید
تا از ان تفنگ بسازید .
از اینکه با شما اشنا شدم خوشحالم
اما به زودی به هم نژادهایم خواهم پیوست
و دیر یا زود
سیاره شما را ترک خواهم کرد .
شاید بار دیگر همدیگر را ملاقات کنیم
در زمانی دیگر و در جایی دیگر
برای این که هوای اینجا
برای مردمی که از سیاره دیگر می ایند سازگار نیست .
من با کیو - الکترا - بلو می روم
فردا صبح .
همچنان که از ماه دور می شوم
به سمت راست می پیچم به طرف سیاره مشتری
و به خدمت ریش سفید ها می رسم
وقتی که از من درباره اینجا سوال می کنند
خواهم گفت که اینجا
برای مردمی که از سیاره دیگر می ایند جای مناسبی نیست
( شل سیلورستاین )
خورشيد را مي دزدم
خورشيد را مي دزدم
فقط براي تو!
ميگذارم توي جيبم
تا فردا بزنم به موهايت
فردا به تو مي گويم چقدر دوستت دارم!
فردا تو مي فهمي
فردا تو هم مرا دوست خواهي داشت . مي دانم!
آخ ... فردا!
راستي چرا فردا نمي شود؟
اين شب چقدر طول كشيده...
چرا آفتاب نمي شود؟
يكي نيست بگويد خورشيد كدام گوري رفته؟
( شل سیلورستاین )
فقط براي تو!
ميگذارم توي جيبم
تا فردا بزنم به موهايت
فردا به تو مي گويم چقدر دوستت دارم!
فردا تو مي فهمي
فردا تو هم مرا دوست خواهي داشت . مي دانم!
آخ ... فردا!
راستي چرا فردا نمي شود؟
اين شب چقدر طول كشيده...
چرا آفتاب نمي شود؟
يكي نيست بگويد خورشيد كدام گوري رفته؟
( شل سیلورستاین )
عکس توی آب ...
هر وقت توی آب یه آدمی رو می بینم
که سر و ته ایستاده
نگاهش می کنم و هر هر می خندم
البته نباید این کارو بکنم
چون شاید تو یه دنیای دیگه ای
در زمان دیگه ای
در جای دیگه ای
چه بسا همون آدم درست ایستاده
و این منم که سر و ته ایستاده ام
( شل سیلورستاین )
که سر و ته ایستاده
نگاهش می کنم و هر هر می خندم
البته نباید این کارو بکنم
چون شاید تو یه دنیای دیگه ای
در زمان دیگه ای
در جای دیگه ای
چه بسا همون آدم درست ایستاده
و این منم که سر و ته ایستاده ام
( شل سیلورستاین )
اشتراک در:
پستها (Atom)