« این اتاق مال هر کی هست باید از خجالت آب بشه !
آخه چراغ، جای آویزون کردن زیرپوشه ؟
بارونی اش را همون جوری چپونده توی اون صندلی شلوغه ،
تازه خود صندلیه هم کلی چرک و زهوار در رفته و تاراق و توروقه !
دفترچه ی مشقش رفته لای پنجره گیر کرده ،
ژاکتش رو کف اتاق شوت کرده ،
شال گردن و یکی از کفشهای اسکی اش زیر تلویزیون اند.
شلواراش با شلخته گی هر چه تمام تر به در آویزون اند.
جلیقه اش را توی راهرو جا گذاشته ،
همه ی کتابهاش رو زور زورکی توی گنجه ها گذاشته ،
یه مارمولک گنده ی آبدیده ،
توی رختخواب یارو خوابیده !
جوراب های کهنه ی بوگندوش هم چسبیده به دیوار. هیج معلومه که چشه ؟
این اتاق مال هر کی هست باید از خجالت آب بشه !
حالا می خواد مال " دانلد " باشه یا " رابرت " ، " ویلی " یا هر کی دیگه از اونها.
هان ؟ چی ؟ میگی اتاق خودمه ؟ ای بابا ،
گفتم آشناس ها !! »
بارونی اش را همون جوری چپونده توی اون صندلی شلوغه ،
تازه خود صندلیه هم کلی چرک و زهوار در رفته و تاراق و توروقه !
دفترچه ی مشقش رفته لای پنجره گیر کرده ،
ژاکتش رو کف اتاق شوت کرده ،
شال گردن و یکی از کفشهای اسکی اش زیر تلویزیون اند.
شلواراش با شلخته گی هر چه تمام تر به در آویزون اند.
جلیقه اش را توی راهرو جا گذاشته ،
همه ی کتابهاش رو زور زورکی توی گنجه ها گذاشته ،
یه مارمولک گنده ی آبدیده ،
توی رختخواب یارو خوابیده !
جوراب های کهنه ی بوگندوش هم چسبیده به دیوار. هیج معلومه که چشه ؟
این اتاق مال هر کی هست باید از خجالت آب بشه !
حالا می خواد مال " دانلد " باشه یا " رابرت " ، " ویلی " یا هر کی دیگه از اونها.
هان ؟ چی ؟ میگی اتاق خودمه ؟ ای بابا ،
گفتم آشناس ها !! »
( شل سیلورستاین )
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر